خرید بک لینک
جوان از دست می دهیم، دوباره خانواده داغدار می شود و بار دبگر مفهموم زندگی و مرگ در ذهن من به چالش کشیده می شود... غمگین نگاهت می کنم، با خودم می گویم مباد آن روزی که من با تو امتحان شوم. هر از دست دادنی، ترس نبودن تو را بار دیگر درون من شعله ور می کند. آتش می گیرم هم از فکر نبودن تو و هم از خرسندی رقت باری که دست مرگ این بار هم ما را نربود و ما همچنان برای بلعیدن حریصانه هوا زمان داریم. . تا به حال اینگونه بوده ای؟

سر خاک پدر یک عهد می بندم، شک ندارم از پسش بر خواهم آمد...

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 12:29  توسط بی تا

برچسب: نویسنده: الینا افشاری تاريخ: سه شنبه 4 مهر 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی